محمد يار بن عرب قطغان

103

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

افكند . پس از وصول به ظاهر آن حصار هريك آغاز محاصره و محاربه كردند و ملازمان فريدون حسين ميرزا و محمد زمان ميرزا روى به مدافعه و مقاتلهء دشمنان آوردند . بعد از چند روز شاهزادگان جغتاى آثار عجز و انكسار بر صفحات احوال خود مشاهده فرموده ، ايلچيان سخن‌دان و اكابر و اعيان به آستان اقبال آشيان خانى فرستادند و اظهار نيازمندى كرده ، به جان امان طلبيدند و عنايت و التفات خانى شامل حال ايشان گشته ، به جان امان يافتند . آنگاه فريدون حسين ميرزا و محمد زمان ميرزا اعتماد به عنايت خانى كرده از روى عجز و اضطرار دروازهء شهر باز گشادند و به بارگاه خانى شتافته ، ملحوظ نظر شفقّت و عنايت گشتند . و پس از چند روز محمد زمان ميرزا رخصت يافته ، داعيهء آذربايجان نمود و فريدون حسين ميرزا بىاجازه از اردو جدا شده ، به طرف آب اترك و به منازل تركمانان يقه توجه نمود . و چون فتح ولايت جرجان و توابع و مضافات آن [ بر ] محمد خان شيبانى تيسّر پذيرفت و لواى كشور گشايش ارتفاع يافته از ولايت دامغان تا نهايت بلاد تركستان در تحت تصرفش قرار گرفت ، تابستان در النگ رادكان قبهء خيمه و خرگاه به اوج مهر و ماه رسانيده ييلاق مىكرد و زمستان به ماوراء النهر شتافته ، گاهى به دفع لشكر قزاق و تاخت احشام دشت قبچاق روى مىآورد تا در اواخر سنهء خمس و عشر و تسعمائة لشكر بر سر قاسم خان كه در آن اوان از جميع حكام دشت به مزيد شجاعت و كثرت خيل و حشم امتياز داشت ، كشيد و او را منهزم گردانيده ، در وقت مراجعت اندك چشم زخمى به سپاه محمد تيمور سلطان كه ايراول بود رسيد ، بنابرآن قنبربى و بعضى از دلاوران لشكر فيروزى اثر جام شهادت دركشيد [ ند ] . 165 [ فتح كلات و سرانجام فريدون حسين ميرزا ] چون « 1 » فريدون حسين ميرزا بعد از آنكه از حصار دامغان بيرون آمده به ميان تراكمهء يقه رفت و در شهر سنهء 915 كه محمد خان شيبانى لشكر به سر احشام دشت قبچاق كشيد ، فريدون حسين ميرزا فرصت غنيمت دانسته ، اندك سپاهى فراهم آورده ، به بلاد خراسان

--> ( 1 ) . ت : مقاتلهء ظفر آيات